ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

یک روز با آرتین (تصویری)

سلام پسر شیطون مامان امروز میخوام یه روز با تو بودن رو به تصویر بکشم خیلی دوستت دارم شاهزاده زیبای من ساعت 9:30 صبح : آرتینم وقتی بیدار میشی تندی توی تختت میشینی و بعد هم وای می ایستی و میخوای که از توی تخت بیارمت بیرون... از توی تخت که میای بیرون اول مامان پوشکتو عوض میکنه البته که بعضی روزها مامان مجبور میشه لباستو هم عوض کنه... تا مامان تخت خودشون و شمارو مرتب کنه شما یه گشتی به گوشه گوشه اتاق میزنی اول برسهای مامان بعد بالا رفتن از میز توالت... که البته چون قبلا زحمت شکستن چندتا چیزو کشیده بودی مامان اونجاهایی که شما دستت میرسه رو خالی کردهههههههههه بعد میای و یه سری به میز کنار تختت میزنی که امروز چون ...
11 خرداد 1392

روز پدر

سلام سلام صد تا سلام ما اومدیم با کادوی روز پدررررررررررررررر         اول از همه پدرمهربانم روزت مبارک   امروز من وآرتین با کلی سلام و صلوات رفتیم واسه بابا کادو بخریم ... آخه صبح با بابا کلی مغازه رو رفته بودیم و اون هیچی نپسندیده بود عصر خودمون دوتا (من و آرتین) رفتیم واسه بابایی کادو بخریم... بابایی مارو رسوند و رفت مطب اینم من و آرتین موقع رفتن این آقا آرتین ما علاقه خاصی به آینه داره و بعضی وقتها دیگه نمیشه اونو از جلوی آینه کشید کنااااااااااااار ....... خلاصه با کلی معطلی و در آوردن صدای بابایی که دیرش شده بود بلاخره راه افتادیم و پسر گلم که حسابی آقاست گذاشت مامان...
2 خرداد 1392

کادوی روز مادر

سلام پسری خوشکل و شیطون بلای من امروز بابا کادوی روز مادر منو بهم دادن ... باید بگم که خودشون کادوئن ... بهترین کادوی دنیااااااااااا مهدی جان دوستت دارممممممممممممم نه بخاطر اینکه واسم کادو خریدی هاااااااااااااا نهههههههههههههه   واسه اینکه مهربون ترین همسر دنیایییییییییییییییییییی روز پدر جبران میکنیممممممم اینم کادوی همسر مهربانمممممممممممممممممممممممم اینم پسر شیطونم که فکر میکردم چه پسر خوبی شده گذاشته من پستمو بذارم و هیچی نمی گهههههه عااااااااااااااااشقتم پسر شیطون خود خودمممممممممم...
30 ارديبهشت 1392

ماه رجب

سلام یه جایی این مطلبو خوندم...منو کلی به فکر برد دلم نیومد اینجا نذارم هلال ماه رجب... زندگی و تولدی دوباره را به عاشقان نوید میدهد. ماه رجب فصل جدیدی در کتاب زندگی می گشاید که از عطر دل انگیز نیایش سرشار است. پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمودند : ماه رجب ماه استغفار برای امت من است. در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده مهربانت است.   پروردگارا ... پروردگارا!!! می‎بخشی مرا ؟؟؟؟ پروردگارا! ببخش مرا كه از تمسخر دیگران لذت بردم. پروردگارا! ببخش مرا كه براى رسوا كردن دیگران تلاش كردم. پروردگارا! ببخش مرا كه نمازم، وقت یافتن گمشده‏هاى من است. پروردگارا! ببخش مرا كه نادانى دیگران را به رُخِشان كشیدم. ...
28 ارديبهشت 1392

روزگار

به سلامتیه اونایی که مثل من خودشون سنی ندارن ، ولی روزگار دلشونو پیر کرده..!   به سلامتیه اونایی که مثل من خودشون سنی ندارن ، ولی روزگار دلشونو پیر کرده..! هميشه پشت جمله ی : ” عیبی نداره مهم نیست “ يك دل شكسته خوابيده….! شك نكن ...
28 ارديبهشت 1392

نهمین ماهگرد زندگی پسرم

شاهزاده ی زیبای من "آرتین"  پسر زیبای من ... 9 ماه از بودن تو در کنار من و بابا میگذره و من هر لحظه هزار بار شکر گذار خدا باشم بازم کمه چون وجود زیبای تو به زندگی من و بابا روح و حیات ابدی بخشید     شاهزاده ی زیبای من "آرتین"  پسر زیبای من ... 9 ماه از بودن تو در کنار من و بابا میگذره و من هر لحظه هزار بار شکر گذار خدا باشم بازم کمه چون وجود زیبای تو به زندگی من و بابا روح و حیات ابدی بخشید     دعا مي کنم که هيچگاه چشمهاي زيباي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم و تو برايم دعا کن ابر چشم هايم هميشه براي تو ببارد دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم و ت...
23 ارديبهشت 1392

روز مادر و تولد خاله پریسا و تلاش آرتین واسه ایستادن و کلی عکس از قدیما

روز مادر امسال که متفاوت تر از همیشه بود و توی این 5 سال زندگی مشترکم با بابای آرتین که هر سال روز زن یه روز خاص بوووود امسال بهترین هدیه ای که میشه واسه یه زن تصور کرد رو داشتم و اون تو بودی شاهزاده ی زیبای من "آرتین" بله امسال با بودن تو حس زیبای مادرانه در وجودم موج میزد و راستی راستی مادر بودم ممنون که آمدي,ممنون که وجودم را پر از عشق کردي,ممنون که نفس هايت را با نفس هايم هم نفس کردي,ممنونم...ممنونم که هستي و کنارم خواهي بود, براي بودنت بارها و بارها ممنونم...و بارها و بارها شکر ميکنم,با هر نفس عشقت را حس ميکنم,با هر تپش محبتت در رگهايم جاري ميشود,آرتينم ممنون که آمدي...  بابای مهربون آرتین روز مادر با یه شاخه گل منو سوپ...
18 ارديبهشت 1392

زایمان دردی شیرین... (اولین ماهگرد آرتین)

  ساعت ۶ صبح که من به همراه بابا و مامان جون و مادر جون راهی بیمارستان شدیم کارهای پذیرش رو انجام دادیمبا بابا خداحافظی کردم بغض عجیبی داشت خفه ام میکرد دلم میخاست زودتر خداحافظی کنم تا بابایی اشکامو نبینه بنده خدا اونم خیلی هول شده بود ولی نمیتونست حسش رو بیان کنه خلاصه رفتیم بخش مادران و نوزادان لباسامو تحویل دادم و گان پوشیدم آخرین چک ها انجام شداتاقم رو تحویل گرفتم کارهای اولیه انجام شد و حدودای ساعت ۸ راهی اتاق عمل شدم کمی اضطراب داشتم و دل تو دلم نبود دلم نمیخاست از بابا جدا بشم  و از طرفی خیلی خوشحاااااااااااااال بودم که قراره یکساعت دیگه نی نی رو ببینم و از دست شکم گنده راحت بشم و یه نفس عمیقی بکشم. ...
14 ارديبهشت 1392